نفرین نامه
شرم ات باد ای دستی که
بد کردی بد تر کردی
همبغض معصوم ات را
نشکفته پرپر کردی
ننگ ات باد ای دستی که
ای هرزه گرد بی نبض
این سر سپرده ات را
بی یارو یاور کردی
ای تکیه داده بر من
ای سر سپرده بانو
با این نا درویشی ها
آخر چرا سر کردی؟
دستی با این بی رحمی دیگر بریده بهتر
بر من فرود آر اینک
بغضی که خنجر کردی
سر برده در گریبان بی خود تر از همیشه
حیف از نهایتی که
بامن برابر کردی
زهر این نفرین نامه
جای خون در من جاری
این آخرین شعرم را
پیش از من از بر کردی
دستی با این بی رحمی دیگر بریده بهتر
بر من فرود آر اینک
بغضی که خنجر کردی
سربریده در گریبان بی خود تر از همیشه
حیف از نهایتی که
بامن برابر کردی