نبود ز رخت قسمت ما غیر نگاهی
نبود ز رخت قسمت ما غیر نگاهی
آن هم ندهد دست مگر گاه به گاهی
بشینم سر راهی - به امید نگاهی
ببینم مهر وماهی - بگویم ای نگار من
چه بی مهر و وفایی - چه پر جور و جفایی
هر کس که لب لعل تو را
( جانم لعل تو را)2 - دید و به خود گفت:
حقا که چه خوش کنده - عقیق یمنی را
بشینم سر راهی - به امید نگاهی
ببینم مهر وماهی
بگویم ای نگارمن - چه بی مهرو وفایی
چه پر جور و جفایی