امشب شب مهتابه
امشب به بر من است آن مایه ی ناز
یارب تو کلید صبح در چاه انداز
ای روشنی صبح به مشرق بر گرد
ای ظلمت شب با من بیچاره بساز
امشب شب مهتابه - حبیبم رو می خوام
حبیبم اگه خوابه - طبیبم رو می خوام
کی باشد و کی - باشد و کی - باشد و کی
می باشد و می - باشد و می - باشد و می
او گه لب می - بوسد من - گه لب وی
او مست ز می - گردد ومن - مست ز وی
امشب شب مهتابه - حبیبم رو می خوام
حبیبم اگه خوابه - طبیبم رو می خوام
خواب است و بیدارش کنید - مست است وهشیارش کنید
گویید فلانی آمده - آن یار جانی آمده
آمده حال تو احوال تو - سفید روی تو سیه موی تو
ببیند برود
امشب شب مهتابه - حبیبم رو میخوام
حبیبم اگه خوابه- طبیبم رو می خوام
(ماه غلا م رخ زیبای توست ای حبیبم) 2
(سرو کمر بسته ی بالای توست ای حبیبم) 2
مجمع دلهای پریشان جمع ای عزیز ای حبیبم
(چین سر زلف چلیپای توست ای عزیز ای حبیبم) 2
ای مه انور لعل تو شکر از همه بهتر قند مکرر
( جانم جانم قند مکرر) 2 لب خندان توست ای حبیبم
سرو کمربسته ی بالای توست ای حبیبم
قند مکرر لب و دندان توست ای حبیبم
ماه غلا م رخ زیبای تو - سرو کمر بسته بالا ی تو
تن همه چشم است به صحن چمن - نرگس شهلابه تماشای تو
مجمع دلهای پراکنده چیست - چین سر زلف چلیپای تو
زاهد و اندیشه ی گیسوی حور - دست من وجعد سمن سای تو
گر تو زنی تیغ هلا کم به فرق - فرق من و خاک کف پای تو
روی من و خاک سر کوی عشق - رای من و پیروی رای تو
تیر من و دیده ی کج بین تو - تیغ من و تارک اعدای تو
چند فشاند نمکم بر جگر - لعل شکر خند شکر خای تو
دیر کشیدی زمیان بس که تیغ - مرد فروغی ز مداوای تو