Khodaya


Ahdieh

هرگز هرگز هرگز ... بی تو نمی خندم

بی تو بر دل عشقی ... هرگز نمی بندم
خدا خدا خدایا
اگر به کام من
جهان نگردانی
جهان بسوزانم
اگر خدا خدایا
مرا بگریانی
من آسمانت را
زغم بگریانم
منم که در دل
ز نامرادی
فسانه ها دارم
منم که چون گل
شکُفته بر لب
ترانه ها دارم
هرگز هرگز هرگز ... بی تو نمی خندم

بی تو بر دل عشقی ... هرگز نمی بندم
تویی آن فروغ آرزوها
که رنگ جستجو را
پایان تویی!
تو بیا
که بی تو آه سردم
که بی تو موج دردم
درمان تویی
منم که در دل
ز نا مرادی
فسانه ها داره
منم که چون گل
شکفته بر لب
ترانه ها دارم
هرگز هرگز هرگز ... بی تو نمی خندم

بی تو بر دل عشقی ... هرگز نمی بندم